تبليغاتX
بچه باحالای اهوازی

بچه باحالای اهوازی

مافیای هالیوود به دنبال سید جواد هاشمی است

گفته می شود به دنبال فریب گلشیفته فراهانی توسط مافیای هالیوود این مافیا قصد فریب و جذب سید جواد هاشمی را داشت که این توطئه با هوشیاری این بازیگر متعهد و ارزشی خنثی شد.
 
بقيه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

بقيه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

مغز خانم ها و آقايان

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "

خانمهای محترم خوشتون اومد؟!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

انواع سي دي و دي وي دي هاي روز دنيا

انواع بازيهاي جديد رايانه اي،فيلم، سريال، كتابهاي الكترونيكي وبسياري چيزهاي ديگر

همه در

فروشگاه الكترونيكي ويتريني براي شما

حتما سر بزنيد پشيمون نميشيد.

اگه سر نزنيد دوباره نفرينتون ميكنم كه سگاي هار گازتون بگيرن!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

رشته هاي دانشگاهي

آقا دانشگاه ها تموم شده! اما من به چند تا از دوستاي دانشگاهيم قول دادم حسابي حالشون رو بگيرم و رشته هاشون رو ببرم زير سوال! حالا ببينيد:

1-رشته تغذيه:

رشته اي که اشتباهاً جزو رشته هاي دانشگاهي اومده. آينده شغلي بسيار تيره و تيريکي دارند.

بقيه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

انواع مرد

انواع مرد:
مرد مدل هارد دیسک: همه چی یادش میمونه، تا ابد!
مرد مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت!
مرد مدل ویندوز: همه میدونن که هیچ کاری رو درست انجام نمیده، ولی کسی نمیتونه بدون اون سر کنه!
مرد مدل اکسل: میگن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلیتون ازش استفاده میکنین!
مرد مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمیخوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره!
مرد مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله!
مرد مدل مولتی مدیا: کاری میکنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن!
مرد مدل سی دی درایو: هی تندتر و تندتر میشه!
مرد مدل ای میل: از هر ده تا چیزی که میگه، هشتتاش بیخوده!
مرد مدل ویروس: به نام «شوور» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه میرسه، خودش رو نصب میکنه و از همه منابعتون استفاده میکنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست میدین، اگه هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست میدین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

داستان کوتاه : هرگز زود قضاوت نکن!

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

ازدواج دانشجویی !

چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم؟

همان طور که می دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت ، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!
در این نوشتار می خواهیم راه های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.
ازدواج دانشجویی از سه کلمه ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر می شوند:
ازدواج : 2 تاشدن ، قاطی مرغ ها شدن ، از دست رفتن! از پا افتادن ، کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می دارم!
دانشجو : نام چیزی است که این روزها همه هستند! بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع باکلاسش را گویند!!
یی : چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است.!!

ادامشو می خوایی؟...برو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

کاریکاتور از رسم و رسومات ایرانی

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس : شعر طنز

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادي
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادي
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جاي خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوي دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

شباهت باور نکردنی مجری تلویزیون اتریش با فتح علی اویسی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

اتاق کار فرشتگان چه جوری خنک می شود؟

 

دروغگويي می میرد و به جهان آخرت می رود.
در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود.
از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟”
فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود”.
مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!
فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاً حرکت نکرده است.
- وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمریکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!
 - خیلی جالبه راستی ساعت من کجاست ؟
فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

در مدح و ستايش دانشگاه آزاد

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد!!!!!!!

 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را، که ترکش موجب بی‌مدرکی است و به کلاس اندرش مزيد بی‌پولی، هر ترمی که آغاز می‌شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان می‌‌رسد سیب ضرر، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه‌ایی واجب، از جيب و جان که برآيد کز عهده‌ی خرجش به درآيد

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

شعر كوتاه

دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

الو سلام
    منزل خداست؟ 
    اين منم مزاحمي که آشناست
    هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است 
  ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
    شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
   به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟      
  الو .... 
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
  خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
  چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر  
صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ 
   اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم
      شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
    دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم
   پناهگاه  اين دل شکسته خانه ي شماست
   الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
   دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

داستانهاي كوتاه طنز

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند...

به ادامه مطلب مراجعه فرماييد...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط نویسنده  |